|
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : سمیه
ممنوع نیستی بچینمت نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
شنبه 24 دی 1390 :: نویسنده : سمیه
نمره ی این دانش آموز صفر شد ؛ ولی واقعا نمره اش بیسته : نوع مطلب : هرچی دلت می خواد، برچسب ها :
سه شنبه 6 دی 1390 :: نویسنده : سمیه
هرگاه از شدت تنهایی نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
جمعه 18 آذر 1390 :: نویسنده : سمیه
دختر کوچولو و پدرش از رو پلی میگذشتن. در هر رابطه دوستیای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست؛ به عهد و پیمانهاش
هست. پس نوع مطلب : هرچی دلت می خواد، برچسب ها :
جمعه 4 آذر 1390 :: نویسنده : سمیه
هــر از گاهــــ ـــ ـی ..نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
یکشنبه 22 آبان 1390 :: نویسنده : سمیه
عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
چهارشنبه 11 آبان 1390 :: نویسنده : سمیه
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت,مادر پسرک گفت که او تصادف کرده و مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد! نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
جمعه 6 آبان 1390 :: نویسنده : سمیه
... .. .. .. بـگـه دروغ نـگـو بـغـلـم کـنـه و بـگـه . . چـی شـده ؟! نوع مطلب : برچسب ها :
سه شنبه 3 آبان 1390 :: نویسنده : سمیه
گمان می کنیم همه چیز را درباره ی مهمترین چیز دنیا می دانیم: عشق . ما زندگیمان را ناامیدانه در جستجوی کسی می گذاریم که به ما عشق بورزد... احساس سخاوتمندی حقیقت و درستی کرده و وقتی که که پس از جستجو بسیار وادار می شویم که با زمانهای طولانی تنهایی و انزوا روبرو شویم زنگی را نا عادلانه می نامیم.... نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
جمعه 22 مهر 1390 :: نویسنده : سمیه
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() معلم به خط فاصله می گفت خط تیره!!!میدانست فاصله چه به روزگار آدم می آورد... نوع مطلب : مشق عشق، برچسب ها :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : سمیه
عزیزانم فعلا تو این وبلاگ چیزی نوشته نمی شود هروقت نوشتنم شروع شد خبرتون می کنم
![]()
نوع مطلب : برچسب ها :
شنبه 15 مرداد 1390 :: نویسنده : سمیه
به دنیا پا نهاده ای
درست مانند: کتابی باز ساده و نانوشته خود و نه کس دیگر چه کسی می تواند چنین کند؟ چگونه؟ چرا؟ به دنیا آمده ای! هم چون یک بذر زاده شده ای می توانی همان بذر بمانی و بمیری اما می توانی گل باشی و بشکفی می توانی... درخت باشی و ببالی....! نوع مطلب : برچسب ها :
جمعه 17 تیر 1390 :: نویسنده : سمیه
یک شخص غریبه به نزد کشیش ارشد صومعه ی سکتامی رود.
او گفت:
می خواهم زندگی ام را بهتر کنم اما نمی توانم دست از فکر کردن به
چیزهای گناه آلود بردارم.
کشیش در اینجا چون متوجه شد که بیرون بادی در حال وزیدن است از
آن مرد غریبه پرسید:
اینجا هوا خیلی گرم است آیا شما می توانید کمی از آن بادی که بیرون
در حال وزیدن است را گرفته و آن را وارد سالن کنید تا هوا اینجا کمی
تازه شود؟
مرد بیگانه گفت:
این غیر ممکن است.
کشیش پاسخ داد: به همین صورت نیز غیر ممکن است که به چیزهایی که باعث رنجیده خاطر شدن خداوند می شوند فکر نکرد اما اگر شما بتوانید به این وسوسه ها پاسخ منفی بدهید آنها نخواهند توانست به شما هیچ صدمه ای برسانند. نوع مطلب : برچسب ها :
یکشنبه 15 خرداد 1390 :: نویسنده : سمیه
قطعه ای گمنام و نا آشنا از`` نامه ای به قلب من:`` ((ای قلب من:من هرگز تو را محکوم نکردم از تو انتقاد نکرده و یا از کلماتت شرمنده و خجل نیستم.می دانم که شما کودکی هستی دلبند و عزیز خداوند, و او تو را در میان یک نور تابناک و عاشقانه حفظ خواهد کرد.)) ((قلب من,به تو اعتماد می کنم من در کنارت بوده و همیشه در دعاهایم از خداوند برایت خیر و برکت می خواهم همیشه تقاضا می کنم که تو کمک و حمایتی که نیازمند آنها هستی را بیابی.)) ((من به عشق تو اعتماد می کنم ای قلب من!اعتماد می کنم به اینکه تو این عشق را با کسی که سزاوار آن بوده و یا به آن نیاز دارد تقسیم می کنی.و اینکه راه من راه تو بوده و دیگر اینکه هردویمان در مسیر روح مقدس گام برداریم.)) ((و از تو می خواهم که:به من اعتماد کنی بدانی که من به تو عشق می ورزم و سعی دارم تا آن آزادی لازم را به تو بدهم که بتوانی با شادی به ضربه زدنت به سینه ی من ادامه بدهی.من هرکار لازمی که در توانائیم باشد را انجام خواهم داد تا آنکه هرگز نسبت به حضور من در اطرافت احساس ناراحتی نکنی.)) نوع مطلب : برچسب ها : |
||||||||||